اسماعيل بن محمد مستملى بخارى
1924
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )
ص 600 ، س 10 : وَ ما أَرْسَلْناكَ . . . ترا نفرستاديم مگر رحمتى براى جهانيان . ص 600 ، س 15 : ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ . . . داراى نيرويى است نزد خداوند عرش كه استوار است . ص 601 ، س 1 : امْرَأَتُ الْعَزِيزِ . . . زن عزيز نوكرش را به خود فرا مىخواند . ص 601 ، س 4 : فَلَمَّا سَمِعَتْ . . . چون ترفند آن زنان را شنيد ، كس در پى ايشان فرستاد . ص 601 ، س 13 : اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ . بر ايشان به درآى . ص 602 ، س 3 : أَ تَجْعَلُ فِيها . . . آيا در زمين كسى را جاى مىدهى كه در آن تباهى و خونريزى كند ؟ ص 602 ، س 4 : إِنِّي أَعْلَمُ . . . من مىدانم چيزى كه شما نمىدانيد . ص 602 ، س 8 : وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ . . . تو در كرانهء طور نبودى آنگاه كه موسى را آواز داديم . ص 603 ، س 15 : وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ . . . چون خدا پيمان گرفت از پيامبران كه شما را كتاب و حكمت دادم ، آنگاه پيامبرى راست شمارنده نزد شما آيد ، بىگمان به او باور آوريد و يارى كنيد . ص 603 ، س 20 : اللهم اجعلنى . . . خدايا ، مرا از امت محمد گردان . ص 604 ، س 3 : مررت بموسى . . . بر موسى گذشتم هنگامى كه بر تپهء سرخگون نماز مىگذارد . ص 604 ، س 4 : رايت موسى فى . . . موسى را در آسمان ششم ديدم . ص 605 ، س 3 : سبحان القديم . . . پاك است قديمى كه هميشه بوده است ، پاك است دانايى كه نادان